<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>شاعرانه ها</title>
<link>https://shaaeraanehaa.blogfa.com</link>
<description>نجواي دلي ملول و مسرور !</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 28 Jan 2014 18:01:56 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چه *</title>
<link>https://shaaeraanehaa.blogfa.com/post/423</link>
<description>موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چه مست میرقصی در آیینه حسابـی خب که چه دختـــر ِ اربابـی و یک باغ نوبر مال توست کرده ای پنهان به پیراهن، گلابی خب که چه رویت آن سو میکنی ، تا باز می بینی مرا در قدم برداشتن ها می شتابی خب که چه مثل آهویی کــه گم کرده ست راه خانه اش اینچنین بی تاب و غرق التهابی خب که چه من کــه جز بوسه ندارم هیــچ کاری با لبت اینهمه لب میگزی در اضطرابی خب که چه دوست داری که چه را ثابت کنی؟ راحت بگو سینه چاک ِ تو هزار آدم حسابی خب که چه باز</description>
<pubDate>Tue, 28 Jan 2014 18:01:56 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaaeraanehaa</dc:creator>
<guid>shaaeraanehaa.blogfa.com/post/423</guid>
</item>
<item>
<title>بوی بهار می شنوم از صدای تو *</title>
<link>https://shaaeraanehaa.blogfa.com/post/422</link>
<description>بوی بهار می شنوم از صدای تو نازکتر از گل است گل ِ گونه های تو ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو ای صورت تو آیه و آیینه خدا حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر آورده ام که فرش کنم زیر پای تو رنگین کمانی از نخ باران تنیده ام تا تاب هفت رنگ ببندم برای تو چیزی عزیزتر ز تمام دلم نبود ای پاره ی دلم، که بریزم به پای تو امروز تکیه گاه تو آغوش گرم من فردا عصای خستگی ام شانه های تو در خاک هم دلم به هوای تو می تپد</description>
<pubDate>Tue, 28 Jan 2014 18:01:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaaeraanehaa</dc:creator>
<guid>shaaeraanehaa.blogfa.com/post/422</guid>
</item>
<item>
<title>امروز، امير درِ ميخانه تويى تو</title>
<link>https://shaaeraanehaa.blogfa.com/post/421</link>
<description>امروز، امير درِ ميخانه تويى تو فريادرسِ ناله ي مستانه تويى تو مرغ دلِ ما را، كه به كس رام نگردد آرام تويى، دام تويى، دانه تويى تو آن مهر درخشان، كه به هر صبح دهد تاب از روزنِ اين خانه به كاشانه تويى تو آن ورد، كه زاهد به همه شام و سحرگاه بشمارد با سبحه ي صد دانه تويى تو آن باده، كه شاهد به خرابات مغان نيز پيموده به جام و خم و ميخانه تويى تو آن غل، كه ز زنجيرِ سرِ زلف، نهادند بر پاىِ دلِ عاقل و ديوانه تويى تو ويرانه بود هر دو جهان، نزد خردمند گنجى كه نهان</description>
<pubDate>Sat, 30 Nov 2013 08:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaaeraanehaa</dc:creator>
<guid>shaaeraanehaa.blogfa.com/post/421</guid>
</item>
<item>
<title>هر شب من و دل تا سحر، در گوشه ي ويرانه‏ها *</title>
<link>https://shaaeraanehaa.blogfa.com/post/420</link>
<description>هر شب من و دل تا سحر، در گوشه ي ويرانه‏ها داريم از ديوانگى، با يكدگر افسانه‏ها اندر شمار بيدلان، در حلقه ي بى‏حاصلان نى در حسابِ عاقلان، نى در خور فرزانه‏ها از مى زده سر جوشها، از پند بسته گوشها پيوسته با بى‏هوشها، خو كرده با ديوانه‏ها از خانمان آواره‏ها، در دو جهان بيكاره‏ها از درد و غم بيمارها، از عقل و دين بيگانه‏ها از سينه بُرده كينه‏ها، آيينه كرده سينه‏ها ديده در آن آيينه‏ها، عكس رخ جانانه‏ها سنگ ملامت خورده‏ها، از كودكان آزرده‏ها دل زنده‏ها، تن</description>
<pubDate>Sat, 30 Nov 2013 08:18:52 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaaeraanehaa</dc:creator>
<guid>shaaeraanehaa.blogfa.com/post/420</guid>
</item>
<item>
<title>مرغ و خروسی که به خیر و خوشی *</title>
<link>https://shaaeraanehaa.blogfa.com/post/419</link>
<description>مرغ و خروسی که به خیر و خوشی عقد نموده زن و شوهر شده اول ماه عسل خویشتن روی نمودند به اطراف ده *** کارگزاری ز ادارات شهر از بدی حادثه آن جا گذشت همچو که افتاد نگاهش به مرغ چشم وی از دیدن او خیره گشت *** گفت که : ای مرغ تپل ، خوشگلم کشته مرا هیکل رعنای تو جمله کوپن های من کارمند باد فدای قد و بالای تو *** گر برسد بر بدنت دست من جان کنم ای مرغ به قربان تو گاه خورم سینه ی چاق تو را گاه به دندان بکشم ران تو *** چون که شنید این متلک ها از او زد به سر شوهر خود ،</description>
<pubDate>Sun, 24 Nov 2013 10:18:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaaeraanehaa</dc:creator>
<guid>shaaeraanehaa.blogfa.com/post/419</guid>
</item>
<item>
<title>همیشه از تو نوشتن برای من سخت است * </title>
<link>https://shaaeraanehaa.blogfa.com/post/418</link>
<description>همیشه از تو نوشتن برای من سخت است که حس و حال صمیمانه داشتن سخت است چگونه از تو بگویم برای این همه کور؟! چقدر این همه دیدن برای من سخت است خرابه ی دل من را کسی نخواهد ساخت که بر خرابه ی دل، خانه ساختن سخت است به هیچ قانعم از مهر دوستان هرچند به هیچ، این همه سرمایه باختن سخت است نقابدار خودی را چگونه بشناسم در این زمانه که خود را شناختن سخت است قبول کن دل بیچاره ام ، حقيقت را که پشت پا به زمین و زمان زدن سخت است برای پیچک احساس بی خزان سهیل همیشه گشتن و</description>
<pubDate>Mon, 18 Nov 2013 10:51:58 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaaeraanehaa</dc:creator>
<guid>shaaeraanehaa.blogfa.com/post/418</guid>
</item>
<item>
<title>کفر است در طریقت ما کینه داشتن *</title>
<link>https://shaaeraanehaa.blogfa.com/post/417</link>
<description>کفر است در طریقت ما کینه داشتن آیین ماست، سینه چون آیینه داشتن طالب آملی *** ز یاران کینه هرگز در دل یاران نمی ماند به روی آب جای قطره باران نمی ماند بیدل *** صورت نبست در دل ما کینه کسی آیینه هر چه دید فراموش می کند سلیم تهرانی *** هان ببين اي ديده آن حسني که مي کردي طلب مرد مي بايد که حالا تاب ديدار آورد صرفي ساوجي *** به دعا اثر چه جويم ، که چنان به دور حسنت شده عام بت پرستي ، که دعا اثر ندارد محمد ميرک صالحي مشهدي *** در آفتاب٬ چشم ندارم که بنگرم از</description>
<pubDate>Mon, 11 Nov 2013 17:15:05 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaaeraanehaa</dc:creator>
<guid>shaaeraanehaa.blogfa.com/post/417</guid>
</item>
<item>
<title>شير در کار عشق مسکين است *</title>
<link>https://shaaeraanehaa.blogfa.com/post/416</link>
<description>شير در کار عشق مسکين است عشق را بين که با چه تمکين است نکشد کس کمان عشق به زور عشق شاه همه سلاطين است دلم از دلبران بتي بگزيد کو به رخ همچو ماه و پروين است از لطيفي که هست آن دلبر فخر خوبان چين و ماچين است وصف خوبي او چه دانم گفت هرچه گويم هزار چندين است خوب رويي شگرف گفتاري که به صورت فرشته آيين است آن نگاري که روي او قمر است طره اش مشک عنبرآگين است من چو فرهاد در غمش زارم کو به حسن و جمال شيرين است صفتش در زمانه ممتاز است ديدنش روح را جهان بين است آن ستم</description>
<pubDate>Wed, 30 Oct 2013 13:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaaeraanehaa</dc:creator>
<guid>shaaeraanehaa.blogfa.com/post/416</guid>
</item>
<item>
<title>شاد كن جان من كه غمگين است *</title>
<link>https://shaaeraanehaa.blogfa.com/post/415</link>
<description>شاد كن جان من كه غمگين است رحم كن بر دلم كه مسكين است روز اول كـــه ديدمـــت گفتــم آن‌كه روزم سيه كند، اين است نكشد كَس كمان دل با زور عشق شاه همه سلاطين است روز اول كـــه ديدمـــت گفتــم آن‌كه روزم سيه كند، اين است بي‌رخت دين من همه كفر است بارخت كفر من همه دين است روز اول كـــه ديدمـــت گفتــم آن‌كه روزم سيه كند، اين است گه‌گهي ياد كن به دشنامم سخن تلخ از تو شيرين است روز اول كـــه ديدمـــت گفتــم آن‌كه روزم سيه كند، اين است</description>
<pubDate>Wed, 30 Oct 2013 13:01:15 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaaeraanehaa</dc:creator>
<guid>shaaeraanehaa.blogfa.com/post/415</guid>
</item>
<item>
<title>مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم *</title>
<link>https://shaaeraanehaa.blogfa.com/post/414</link>
<description>مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم طایر قدسم و از دام جهان برخیزم به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی از سر خواجگی کون و مکان برخیزم یا رب از ابر هدایت برسان بارانی پیشتر زان که چو گردی ز میان برخیزم بر سر تربت من با می و مطرب بنشین تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات کز سر جان و جهان دست فشان برخیزم گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم</description>
<pubDate>Mon, 21 Oct 2013 04:46:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shaaeraanehaa</dc:creator>
<guid>shaaeraanehaa.blogfa.com/post/414</guid>
</item>
</channel>
</rss>
