من دست شسته ام ز غرورم برای تو ×
من دست شسته ام ز غرورم برای تو
افتاده ام چو قطره شبنم به پای تو
ای نارفيق و با همه من غريبه تر
با من بمان: غريبه درد آشنای تو
زين روز های خسته ملولم بيا ببين
اين دل چگونه ميشکند زير پای تو
گفتی تو هم شکسته دلت مثل من ولی
باور نميکند دلم اين ادعای تو
گفتی صبور باش صبورم ولی چه سود
عمری منم و حسرت يک دم وفای تو
ميبخشمت برو به دلم پشت کن برو
بخشيد دل تو را به گذشت از خطای تو
يک روز می رسد که ببينی ميان ما
يک فاصله است و چشم تری از جفای تو
من ميروم شبی و تو می مانی و همين
مشتی غزل و روح من آنشب رهای تو
شايد دوباره تر شود اين گونه ها ز اشک
از حسرت تو بغض تو شايد جفای تو
يک شب به عشق ميرسد آخر دلت ولی
آن شب هنوز ميتپد اين دل برای تو
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 21:11 توسط صفا
|
كمتر از ناچيز